برخيز و مخور غم جهــــــان گذران
بنشين و دَمي به شادماني گذران
در طبع جهان اگر وفايي بــودي
نوبت به تو خود نيامدي از دگران
پانويس يك : خيام
پانويس دو : خيلي كِسل و بي حال نشسته بودم كُنج خونه و صفحات روزنامه رو یکی پس از دیگری ورقی می زدم . مدتيه هر بار مي آم مطلبي آپ كنم نمي دونم چرا دست و دلم نمي آد اما اين شعر خيام که در یکی از صفحات به چشمم خورد اونقدر به دلم نشست كه ديدم ارزش اينو داره لحظه اي تن از كِسلي رها كنم و اين دو بيت را آپ كنم .
JShiva Mahich b