من اگر سوي تو بر مي گردم
دست من خالي نيست
كاروانهاي محبت با خويش
ارمغان آوردم
پاورقی یک : الو .... الو .... __________________
نه . گفتم که نه . چرا همچین فکر می کنی . نه . دوست ندارم بگم . اِ ِ مگر تو هر کاری می کنـــــی می گی مگه تو هر کاری می کردی می گفتی ؟ دوست دارم خوب ... گفتم که: م ن د و س ت ن د ا ر م ک ه ب گ م ... اصلا حالا هر جا که بودم ... مگه فرقی برای تو هم می کنه ؟ خیلی خوب بذار وقتـــــــی که دیدمت صبحت می کنیم . جان. بسه اینهمه گلایه تروخدا ... گاهی لازمه آدم تنها باشه خوب . قول !!! ؟ سعی می کنم . نه گفتم که سعیمو می کنم . باشه ... دیگه بی خبر نمی ذارمت خوبه !!!؟ ... هه البته شاید ... فقط گاهی لازمه که به خودم ياد آوری کنم که کجا ایستاده ام . نه . نگران نباش من خیلــــــــی خوبم . ديگه يادم نمیره ... نه . تو خوبی ؟ ... امیدوارم . نه . ... باشه ... نه.... کاری نداری ؟
پاورقی دو : تنها دو هفته بیشتر باقی نمانده دو سال انتظار برای دوباره حس لمس تَرنم ترانه ی اعتماد
با تو ...
پاورقی سه: آی باز کن پنجره را _ من پس از رفتنها ، رفتنها با چه شور و چه شتاب در دلم شوق تو باز
آمده ام
(پاورقی چهار: بالاخره حامد عزیزم با سحر نازنینش ازدواج کرد.(حامد عزیزم من پر از فصل های شوقم
JShiva Mahich b